آخرین خبرها
اثر آب و هوا بر فرهنگ و روحيات فيليپيني‌

اثر آب و هوا بر فرهنگ و روحيات فيليپيني‌

آب و هوا از جمله عوامل فيزيكي است كه بيشترين اثر را بر روي امور زندگي بشر دارد. لذا جاي تعجب نيست كه بسياري از ملل پيشرفته دنيا در نقاطي با آب و هواي معتدل واقع شده‌اند.

مطالعات چيني نشان مي‌دهد كه درجه حرارت خارج از منزل بين ۵۰ الي ۶۰ درجه فارنهايت (برابر با ۱۰ تا ۱۲ درجه سانتي گراد) بهترين درجه حرارت براي فعاليت نيروهاي ذهني است.

درجه حرارت زياد ميل به كار كردن را از ميان مي‌‌برد و لذا افراد راه آسايش را انتخاب مي‌كنند كه انجام كارهاي ساده و راحت تر است. آب و هواي گرم به ويژه اگر توأم با نم هوا باشد فرد را به كار بي ميل مي‌كند.

فيليپين داراي آب و هواي استوايي است و در بخش شمالي خط استوا قرار دارد. تفاوت درجه حرارت در جنوبي ترين نقطه كشور يعني سولو تا شمالي ترين نقطه كشور يعني باتانس بسيار زياد نيست و حد متوسط درجه حرارت سالانه ۲۷ درجه سانتيگراد است. شهر بگيو با ارتفاع ۱۵۲۴ متر و مراوي با ارتفاع ۶۹۹ متر بالاتر از سطح دريا نسبت به ديگر شهرها كه در ارتفاع كمتري قرار دارند سردترند و همين فاكتور نيز اثرات عمده‌اي بر روي فرهنگ مردمي‌ ‌منطقه دارد.

شتاب زدگي و بي ملاحظه گري ، يكي از فاكتورهاي عمده زندگي فيليپيني‌هاست. به ويژه‌ اين امر در خصوص امور اقتصادي ديده مي‌شود. شناخت نمونه‌هاي موجود و علل آن ، عامل اساسي يافتن راه‌هاي مختلفي است كه گروه‌هاي بومي ‌‌بر آن طريق زندگي مي‌كنند و همچنين اقدام‌هاي فرهنگي كه امور تجاري و كشاورزي را احاطه كرده است.

بارندگي در سراسر فيليپين آنقدر زياد است كه بسياري از كشاورزان قادر به كاشت برنج ارزان قيمت ديم هستند.

خانه‌هايي كه از چوب‌هاي ني سبك و حصير ساخته شده‌اند مقاومت كمي‌‌در مقابل طوفان‌ها دارند و طوفان قادر به رد شدن از ديوارها و كف‌ اين خانه هاست. در حالي كه خانه‌هاي ساخته شده از مواد سمنت در مقابل‌ اين طوفان‌ها مقاومت مي‌كنند . به هر حال اگر ساختماني از هم بپاشد يا سقف آن ويران شود ، مواد ساختماني ارزان بوده و راحت به دست مي‌آيد.

منطقه باتانس (شمالي ترين نقطه لوزون) جايي است كه اغلب طوفان‌ها به آنجا برخورد مي‌كنند، لذا بخش‌هايي از خانه‌ها با سنگ ساخته مي‌شوند كه پايه‌هاي آن در زمين كار گذاشته مي‌شود. در مناطقي كه كاشت برنج در اثر طوفان‌هاي بزرگ امكان ندارد ، كاشتن گياهاني كه ريشه خوراكي دارند به عنوان غذاي اصلي محسوب مي‌شوند و در‌ اين صورت در‌ اين مناطق ، برنج از نواحي اطراف وارد مي‌شود.

توزيع جمعيت در فيليپين نيز بر اساس نمونه‌هاي سرزمين سطح دريا و بالاتر از سطح درياست. يكي از‌ اين گروه‌ها ، مردمي ‌‌هستند كه در سواحل درياها زندگي مي‌كنند و گروه ديگر كه در كوهستآن‌ها اقامت دارند.

مردم سواحل دريا، اكثراً به تجارت ، ماهيگيري ، شكار و كشاورزي ، توليد برنج و كاشت ساير محصولات مي‌پردازند. زنان نيز به شغل‌هاي بازرگاني ، ساخت وسايل چوبي ، گلدوزي و سوزن دوزي روي مي‌آورند. كار مردم مقيم كوهستآن‌ها نيز اكثراً كشاورزي است.

شمال لوزون – محل گروه‌هاي بومي ‌‌مختلفي است كه در اطراف محيط زيست پراكنده‌اند. سواحل‌ايلوكوس مسكن قبايل‌ايلاكانو است.

كورديليرا منطقه تحت سيطره قبايل كوهستاني است كه عبارتند از:

IBALAI ، KAM BANAI ، BONTOC ، IFUGAO ، KALINGO ، TINGIAN ، ISNAG كه متعلق به APAYAO است.

دره كاگايان ، مسكن قبايل زيادي است كه از نظر آداب و رسوم ، به عنوان ساكنان اوليه‌ اين سرزمين خوانده مي‌شوند.‌ اين قبايل عبارتند از :

IBANOG ، GODDANG ، ITAWI، YOGAD

Sierra Modre يك منطقه مرزي در كشور است كه بسياري از گروه‌هاي نكريتوس در آن‌جا زندگي مي‌كنند.

كوهستان كورديليرا كنترل كننده‌ي اب و هواي‌ايلوكوس است و در خلال حركت هواي موسمي‌‌شمال شرقي كه باران زا بوده ، بر ناحيه‌ايلوكوس اثر دارد.

منطقه Laoy در شمال جايي است كه مناطق خشك متعددي در آنجا ديده مي‌شود.

نواحي اطراف استان VIGAN پنج ماه خشك و بدون باران است كه از دسامبر تا ژوئن طول مي‌‌كشد. بخاطر شرايط هوا و محدوديت زمين ، مسئله مهاجرت به زمين‌هاي حاصلخيرتر يا كار در خارج از كشور همواره مورد نظر مردم‌ايلوكانوست و از همين رو مردم‌ايلوكانو ، همواره به عنوان مردي با تفكرات گوناگون ، زرنگ و .جاه طلب معروف بوده‌اند و از طرفي در ميان مردم فيليپين به مردمي ‌‌معتقد شهرت دارند و‌ اين امر بخاطر مشكلاتي است كه در زمين‌هاي باير با آن درگير هستند. اما بر اشتياق آنان در تعليم و تربيت اثري نگذاشته است و‌ اين خود يكي ديگر از دلايلي است كه بسياري از آنان در مشاغل مختلف بوده و يا در زمره كارگران ماوراء بحار هستند.

شهرت و محبوبيت كورديليراي مركزي با كوهستآن‌هاي شيب دار تند و دره‌هاي عميق آن به خاطر مزارع وسيع برنجي است كه در نوع خود هشتمين عجايب جهان محسوب مي‌شود. شهر بگيو با عطر درختان كاج و مناظري از مردان جنگجو و زنان صورت گرد كه سبدهايي را روي سرشان حمل مي‌كنند و دامن‌هاي راه راهي را در بر دارند، جلوه خاصي دارد.

سراسر كورديليرا و چهار استان جديد اطراف آن از نظر نمونه‌هاي فرهنگي به منزله‌ي يك فرهنگ واقع در يك منطقه محسوب مي‌شود. اما در صور فيزيكي تفاوت هايي مابين مردم سرزمين‌هاي مناطق مختلف و مناطق سطح دريا وجود دارد و تفاوت هايي نيز مابين خود گروه‌هاي ساكن مناطق كوهستاني ديده مي‌شود.

در‌ اين جا مسائل محيط زيست و درجه حرارت همه و همه نقش خويش را در شكل گيري جامعه بازي مي‌كند. ارتفاع بسياري از نقاط در كورديليرا بالاي ۹۴۱ متر است كه اگر نگوئيم آب و هواي سردي دارد ولي به هر حال خنك است. بگيو با ارتفاع ۱۵۲۴ متر بالاتر از سطح دريا به عنوان پايتخت تابستاني فيليپين برگزيده شده است.

بسياري از خانه‌هاي ساكنان كوهستآن‌ها بدون پنجره ساخته مي‌شود تا حرارت داخل حفظ شود. پخت و پز در داخل خانه انجام مي‌شود ، در نتيجه داخل خانه عموماً دود زده است و نوعي دوده سياه بر روي سبدها و كنده‌كاري‌هاي چوبي خانه‌ايگوروت‌ها مي‌نشيند. برخي از خانه‌ها داراي ديوارهايي هستند كه مستقيماً تا سطح زمين ادامه مي‌يابد و‌ اين در حالي است كه خانه‌هاي مردم سطح دريا بيشتر روبروي باد و بر روي تيرك‌هاي چوبي ساخته مي‌شود.

سقف خانه‌ها در سرزمين‌هاي مرتفع بيشتر از علف يا زبانه‌هاي ني پوشيده شده است. در حالي كه خانه‌هاي حصيري ، اكثراً در ساحل دريا يافت مي‌شود. در مزارع برنج ثروت‌هاي موروثي و دفاتر سياسي به تدريج توسعه يافته و تفاوت واضحي بين مالكين ثروتمند و كشاورزان فقير به وجود آمده است. براي نمونه افراد طايفه BANTQ دهكده‌هاي زيادي در مقايسه با ساير گروه‌ها دارند كه همين امر باعث به وجود آمدن بخش‌هاي مختلف در‌ اين دهكده‌ها شده است كه به زبان محلي ATO گفته مي‌شود. در مركز ATO سكوهاي سنگي وجود دارد كه بزرگان روي آن مي‌‌نشينند و در خصوص مشكلات محل خويش بحث مي‌كنند. چنين سيستمي‌‌در ميان جوامع شمالي بخاطر شكل خاص كشاورزي آن‌ها وجود ندارد. حفظ شجره نامه به سبك كاهنان به خاطر اهميت آن در تعيين اموال موروثي و حل اختلافات در ميان افراد قبيله ‌ايفوكائو ديده مي‌شود.

طبقه اشراف، (به زبان محلي KADANG YAN) و طبقه فقير KAPAS در قبيله KALNIGA در بخش جنوبي به وضوح ديده مي‌شود. موقعيت ويژه در ميان اشراف بر اساس امور مشترك بين نسل و ثروت موروثي است. بسياري از صفات مشخصي كه به بسياري از فيليپيني‌ها نسبت داده مي‌شود از جمله صفاتي هستند كه از آب و هوا متأثر مي‌شود.

در آب و هواي استوايي مانند فيلپين لازم نيست مردم منتظر آمدن زمستان براي بارندگي شوند، زيرا طبيعت در سراسر سال سبز است. لذا فيليپيني‌ها بچه‌هاي لوسي هستند كه زندگي را آسان مي‌گيرند و طبيعت نسبت به آنان مهربان است و همين مهرباني باعث به وجود آمدن وقت خوش گذراني براي آن‌ها مي‌شود. لذا روزهاي سخت تلاش براي كشاورزان تنها در كاشت و درو خلاصه مي‌شود. و در ميان زمان كاشت و درو وقت خوشگذراني وجود دارد. بخشي از تفريحات مورد نظر فيليپيني‌ها موسيقي و قمار است. تمايل به موسيقي ، فيليپيني‌ها را به مناطق دور مي‌كشاند و جوايز زيادي را در رقابت‌هاي مختلف نصيب آن‌ها مي‌كند.

اين واقعيتي است كه در صورت پخش موسيقي در محل كار ، فيليپيني‌ها بهتر كار مي‌كنند. حتي در جيپ ني‌هاي رنگارنگ (وسيله نقليه عمومي ) كه مردم سوار آن شده و به‌ اين طرف و آن طرف مي‌روند ، دستگاههاي پخش موسيقي قرار دارند. به گفته فيليپيني‌ها يكي از مزيت‌هاي پخش موسيقي در وسائط نقليه عمومي اين است كه از سر رفتن حوصله در ترافيك سنگين جلوگيري مي‌كند.

چنين امعان نظري در خصوص خوشگذراني و تفريح در كار نيز ديده مي‌شود. بطور مثال ، كاشت و برداشت در واقع كار صرف نيست. زيرا با آواز خواندن و نوشيدن وغذا خوردن همراه مي‌شود. زماني كه ماهيگيران فيليپيني مشغول كشيدن تورهاي خود مي‌شوند، برخي از دوستان آن‌ها در حال سرخ كردن ماهي و نوشيدن مشروب در ساحل هستند. در خصوص مناطق شهري نيز‌ اين تفريح صادق است و دست فروشان بازار به هنگام كار به تفريح پرداخته و راديو گوش مي‌دهند. حتي خانم‌هاي خانه دار كه همه كارهايشان به امور خانه خلاصه مي‌شود به اپراي سوپ كه از راديو پخش مي‌شود گوش مي‌دهند. به همين دليل است كه اپراهاي سوپ در فيليپين مشهور است.

زمان كاشت محصول يكي از پر مشغله ترين زمان‌هاي كاري است، هر كس كاري را انجام مي‌دهد. حتي كودكان نيز در‌ اين امر شركت دارند. كاشت برنج كار مشكلي است، زيرا شالي كاران بايد در حالي كه خم شده‌اند، نشاء برنج را در گل فرو كنند. اين كار كمرشكن معمولاً با كمك موسيقي ، سبك‌تر مي‌شود.

كاشت برنج با نواختن گيتار همراه است و شالي كاران در حال كار، با هم مي‌خوانند. شادمانه‌ترين زمان توليد برنج ، زمان برداشت محصول است كه همه اعضاي خانه دست به دست يكديگر مي‌دهند. حتي همسايگان نيز در‌ اين زمينه كمك مي‌كنند. با فرارسيدن غروب، زمان تفريح و شادي هم فرا مي‌رسد. در شب‌هاي مهتابي ، خوانندگان جوان آهنگ‌هاي محلي ، نزديك مزارع برنج جمع شده و آواز مي‌خوانند. برنج را سرخ كرده و در حال پخش موسيقي آن را مي‌كوبند. مهارت برنج كوبان بسيار تماشايي است . غذاي به وجود آمده كه به زبان محلي “Pinipig” ناميده مي‌شود در ميان مردم اطراف تقسيم مي‌شود.

سيستم كمك به يكديگر (Bayani Han) تنها محدود به كاشت و برداشت برنج نيست.‌ اين نوع كمك به يكديگر در برنامه‌هاي ديگر از قبيل برگزاري جشن‌ها نيز موسوم است. همسايگان ، دوستان و بستگان نسبت به تميز كردن ، پخت و پز غذا و حمل آب ، چيدن ميز و پذيرايي از ميهمانان به يكديگر كمك مي‌كنند. همين روح كمك همسايگان نه تنها در جشن‌ها ديده مي‌شود، بلكه در زمان بيماري و ناراحتي‌ها نيز تجلي مي‌كند.

وقتي فردي فوت مي‌كند، هركدام از همسايگان به طريقي به خانواده عزادار كمك مي‌كنند.‌ اين كار از طريق انجام كارهاي عادي در خانه انجام مي‌شود. مانند تهيه غذا يا كمك به امور مالي كه به Ambag معروف است. كمك‌هاي مالي براي پرداخت مخارج تدفين به كار ميرود. همسايگان و دوستان نيز خود با خانواده‌ي متوفي شب زنده داري مي‌كنند.‌ اين گونه شب زنده داري امري عادي در فيليپين محسوب مي‌شود و تا ۹ شب بعد از دفن تازه در گذشته ، دوستان و بستگان تا اواخر شب بيدار مانده و براي روح در گذشته ، دعا مي‌كنند. بعد از دعا ، بازي‌هاي مختلفي انجام مي‌شود و وجوه جمع شده به امور متوفي اختصاص مي‌‌يابد، در همين شب غذاهاي مختلفي در جهت پذيرايي ارائه مي‌شود.

شب نهم دعا با مراسم وسيع تر و خوردن غذا و نوشيدني همراه است. خارجي‌ها اكثراً فيليپيني‌ها را متهم مي‌كردند كه تنبل و سست هستند و به دليل‌ اين گونه اتهاماتي كه اسپانيايي‌ها دائماً به فيليپيني‌ها مي‌زدند، هوزه ريزال (قهرمان ملي فيليپين) در مقالات خويش از جمله مقاله‌اي تحت عنوان “در خصوص كاهلي فيليپيني‌ها”،‌ اين اتهامات را رد كرده است. ريزال بحث‌هاي زيادي را در‌ اين زمينه ارائه نموده كه يكي از آن‌ها، مسئله آب و هواي فيليپين است وي مي‌گويد: “واقعيت‌ اين است كه ارائه كارهاي سخت در كشورهاي منطقه استوايي به خوبي همان كارها در كشورهاي سردسير نيست. يك ساعت كار زير آفتاب سوزان در ميان گرماي رطوبتي، برابر با يك روز كار در گرماي معتدل است.

يك اروپايي پر جنب و جوش در دوران زمستان نيرو مي‌گيرد و احساس مي‌كند كه خون تازه‌اي در رگ هايش در جريان است و شاهديم كه همين اروپايي در چند روز تابستان كار خود را ترك كرده و به تفريح مي‌پردازد. حال مي‌توانيم بگوئيم كه در دفاتر مانيل آدم‌هاي تنبلي كار مي‌كنند؟! يك كارمند فقير كه ساعت ۸ صبح آمده و ساعت ۴ بعد از ظهر تنها با چتر خود بيرون مي‌رود با اين آب و هوا از او چه توقعي مي‌توان داشت؟!

فيليپين يك بهشت متغير است كه هرگز قحطي در هيچيك از ادوار تاريخ در آن ديده نشده است. زيرا اگر فيليپيني‌ها ، دانه را بپاشند، خود به خود مي‌‌رويد و ميوه مي‌دهد. در واقع هر جايي از زمين را حفر كنند ، ريشه‌هاي خوراكي را پيدا مي‌كنند و گياهان يا گل‌ها و برگ‌ها خوراكي در همه جا يافت مي‌شود.

ظروف فيليپيني‌ها در واقع ظروفي ساده هستند، يك فيليپيني با تيپ فيليپيني از‌ اين كه تنها به چيزهاي اطراف خودش قانع باشد، مفتخر است

بطور مثال “Sinigang” نوعي ظرف بومي ‌‌فيليپين است كه از رستني‌ها و چيزهايي كه بطور عموم يافت مي‌شود، ساخته مي‌شود. در Sinignan يا ظرف بومي ‌‌فيليپيني، غذاهاي ساده‌اي يافت مي‌شود كه عموماً همه جا مي‌توان آن را يافت . ماهي ، گوشت ، سبزيجات ، گل ، موز و ميوه Tamarind براي ترشي غذا استفاده مي‌شود. فيليپيني‌ها گاهي ، بصورت گروهي غذا مي‌خورند. كه Salo – Salu نام دارد و مي‌توان آن را به “خوردن با يكديگر” و يا “خوردن از يك ظرف” ترجمه كرد.

اكثر ميهماني‌هاي غير رسمي ، نه صرفاً براي خوردن غذا بلكه بخاطر تفريح و يا با هم بودن و شادي كردن و تفريح است.

در اكثر ميهماني‌ها ، غذا و پذيرايي به حد افراط مي‌رسد، بطوري كه گاهي ميزبان را مجبور به قرض و بدهي زياد مي‌كند تا بتواند از پس مخارن چنين ميهماني‌هاي پر زرق و برق برآيد. خوش گذراني و پر حرفي از مشخصه‌هاي ميزبان در چنين مراسمي ‌‌است. در چنين مراسمي ‌‌قبل از‌ اين كه ميهمانان سر ميز غذا بروند، ميزبان در گفتار زياده روي مي‌كند . فيليپيني وقتي غذاي خوشمزه‌اي را مي‌خورد نبايد مزاحم او شوي و در صورتي كه خود او مايل باشد به تو احترام گذاشته و چند كلمه‌اي هم صحبت مي‌كند (سخنان او يا در خصوص غذايي است كه مي‌خورد و يا در مورد ساير ميهمانان است).

بعد از خوردن غذا ، مراقب او باش، چون به احتمال زياد ناپديد شده و يا به بهانه‌هاي مختلفي مي‌رود و مي‌گويد كه با الهه عشق كه در خواب است وعده ملاقات دارد

فيليپيني‌ها بر حسب عادت عمومي ‌‌ماوراء فردا نمي‌روند. زيرا عقيده دارند كه فردا خود از خويش مراقبت مي‌كند و زمان حال را خوش است. چنين افكاري دلالت بر‌ اين دارد كه فيليپيني فردي دنياگرا و كم حوصله است.